دوشنبه 28 آبان 1397   21:11:05
  • ارسال به دوستان
نام ارسال کننده :  
ایمیل ارسال کننده:
نام دریافت کننده :
ایمیل دریافت کننده :  
موضوع ایمیل :
کد تصویری :
 
یادداشت

 چند روز ابتدای نوروز سعی کردم ویژه نامه‌های نوروزی مطبوعات را مطالعه کنم. البته که مثل همیشه صفحات اقتصادی بیش از دیگر بخش‌ها برایم قابل توجه بود.

 خوشبختانه مطبوعات سعي كردند، محتواي فكري مناسبي براي عيد مردم بسازند. به همه آنها بايد خسته نباشيد گفت كه با مشكلات مالي و غيرمالي به اين اندازه فعال هستند و سنت انتشار ویژه نامه نوروزی را ادامه می‌دهند.

امسال در قیاس با سه سال گذشته نشریات کمتر به دنبال مصاحبه و مقالات کلان و گاهی انتزاعی بودند و بیش از دوره‌های دیگر گزارش نویسی و تحلیل آماری مورد توجه بود. صفحات اقتصادی ویژه نامه‌های نوروزی را می توان برآیندی از تحلیل عمومی نسبت به اقتصاد یکسال گذشته دانست. خوشبختانه تحلیلگران براین موضوع تاکید داشتند که رشد اقتصادی، ثبات نرخ تورم تک رقمی و از همه مهمتر بهبود ارتباط با جهان به جهت جذب سرمایه‌های خارجی از جمله اقدامات موفق دولت بوده است.

با این حال در بیشتر ویژه نامه‌ها به چالش‌هایی اشاره بود که اقتصاد ایران از آن رنج می برد و شاید در خلاصه ترین شیوه بیان باید گفت بهبود فضای کسب وکار و حمایت از صنعت و تولید داخلی مهمترین خواسته به شمار می‌آمد. البته موضوع بحران آب هم از چشم کسی دورنمانده بود.

مجله تجارت فردا به صورت متمرکز به موضوع چالش‌های اقتصادی ایران پرداخت و برای هر موضوع یک میزگرد هم داشت که برخی از اظهارنظرها تحلیل های تازه و متفاوتی ارائه کرده بودند. تجارت فردا خوشبختانه با تداوم انتشارش گفتمان اقتصادی را در کشور پیش می برد. فکر می کنم آنچه به شدت به آن نیاز داریم، فضای تعاملی، فکری و راهبردی است که راه حل مطلوب برای نهادینه کردن آن استفاده از ابزارهای ارتباطی و فرهنگی است.

مجله آينده نگر هم درصفحات ويژه چشم انداز سال ٩٧ مجموعه گزارش‌هاي آماري قابل توجهي داشت و بخصوص اينكه پيش‌بيني‌هايي هم از آينده داده بود. آينده‌پژوهي از موضوعات مورد علاقه هميشگي من و البته مغفول مانده در ايران است كه اميدوارم به آن توجه شود. در واقع بهتر است بگویم اقتصاد ایران نیاز به روندسنجی دارد و دستیابی به آن قطعا با پشتوانه ثبات اقتصادی حاصل می‌شود.

مجله جهان صنعت و صنعت و توسعه هم سعي كرده بودند با چند گفت وگو به معضلات امروز اقتصاد بپردازند.

درميان ويژه نامه‌های غیراقتصادی توصيه ميكنم، مجله كرگدن را بخوانيد. همچنین مجله داستان‌ هم  داستان‌هایی به قلم نویسندگان کشورمان و مطالب ترجمه‌ای خوبی دارد که با فضای نوروزی سازگار است.

در میان مجلات ادبی، ماهنامه تجربه به سنت هرساله خود به مرور یکسال ادبیات کشور و انتخاب برخی آثار برگزیده  با حضور منتقدان سرشناس و کاربلد پرداخته بود. اشاره به زندگی و افکار مرحوم شایگان هم در این شماره تجربه تصویر شفافی از اندیشه ایشان ارائه می‌داد. مجله نگاه نو هم مانند ماهنامه تجربه زندگی مرحوم شایگان را مرور کرده بود.

فصلنامه ترجمان در دسته نشریاتی است که مقالات روزجهانی را ارائه می دهد و در گزینش این مقالات دقت و ملاحضات حرفه‌ای را رعایت می‌کند و از این جهت شایسته قدردانی است. مجله دیار هم امسال بخش‌های پرباری داشت و مطالعه آن بخصوص در دوره تعطیلات نوروزی جذاب است. مجله جهان کتاب را هم نباید از یاد برد بخصوص اینکه در فصل آخر این مجله کتاب‌های خلیل ملکی هم مرور و هم نقد شده است.

فرهنگ امروز هم به مرور افکار آقای ملکیان پرداخته است. مطالعه این پرونده برای کسانی که بخواهند با افکار ایشان آشنا شوند، مفید است.

 زمان گزارش خوانی و آمار بینی

 نشريات سياسي از سال‌هاي قبل كم رمق تر بودند كه قابل درك است. امیدوارم مطبوعات هم بتوانند فضای بنگاه داری را برای نهادشان مهیا کنند که در پی بحران‌ها مالی یا توجه بیشتر مردم به فضای مجازی دچار مشکل نشوند.

با اين حال در ميان نشريات سياسي  شرق گزارش هاي خوبي با محورهاي سياسي و اجتماعي داشت، اعتماد هم مطالب جذابي تهيه كرده بود. همشهري هم ٧٢صفحه  ويژه نامه منتشر  و در صفحات اجتماعی‌اش يكسري مسيرهای گردشگري براي عيد معرفي كرده بود. برای من که از منظر اقتصادی به موضوعات پیرامون نگاه می‌کنم  صنعت گردشگری و آینده آن بسیار حائز اهمیت است. در صورتی که این صنعت با توجه به پتانسیل‌های ایران جان بگیرد هم قدرت ایجاد اشتغال و هم ثروت برای کشور را دارد. قطعا مطبوعات می توانند اهمیت صنعت گردشگری را برای مردم و حتی فعالان اقتصادی  نمایان سازند.  همشهری در صفحات اقتصادي هم چند گزارش كوتاه آمار محور با دقت و قابل ملاحظه و حتی هشدار دهنده، داشت.

در ویژه نامه روزنامه ایران گفت وگوی از دکتر سعیدی خواندم که به موضوع تبعیض های اجتماعی پرداخته و بسیار دقیق بود. ایشان چند سالی است که درزمینه اقتصاد توسعه و به طورخاص موضوع کارآفرینی کار می کنند و این تلاششان می تواند اهمیت و جایگاه صنایع داخلی را به خوبی معنا دهد.

در مجلات سينمايي هم به طور سنتي ماهنامه فيلم را ميخوانم و نقدهايش هم معمولا منطقي است و بي طرفانه. مجله ٢٤ بهترين هاي تاريخ سينما را انتخاب كرده بود و اسم ٢٤ فيلم هم آورده بود كه الحق بعضي از آنها واقعا ماندگار است.

همه اين تلاش ها را بايد قدر دانست. هنوز هم روزنامه نگاران متعهدانه كار مي‌كنند و سعي شان اين است كه فضاي اطلاع رساني و آگاهي بخشي پويا بماند.

همگي خسته نباشند و قلم و كارشان پايدار.

به وقت توجه به صنعت فرهنگ

در چند روز اول عيد، كتاب " نه گفتن كافي نيست"  اثر نيومي كلاين و با ترجمه آقاي فرهادي پور را خواندم. كتاب درباره مقاومت در برابر شوك‌هاي جديد جهاني است كه پيش بيني هم درباره آينده دارد كه اميدوارم درست نباشد و جهان از خشونت دور شود. چند روز قبلش هم كتاب " آتش و خشم" را خواندم؛ در مورد ترامپ بود و تصوير خوبي از او ارائه داده كه نشان مي‌دهد اين انتخاب هم جهان و هم حتي خود او را شوك كرده بود. چيزي مثل اينكه خودش هم انتظار نداشت رئيس جمهور شود.  سعی کردم چند اثر تالیفی داخلی به همراه چند داستان کوتاه هم بخوانم که امیدوارم فرصت کم و ماموریت های کاری زمان کافی در اختیارم قرار دهد که تمامشان کنم.

كمي هم وقت براي ويراستاري ترجمه آخرم گذاشتم كه قبل از وزارت كار ترجمه اش را انجام دادم، گذاشتم. اما با اين حجم كار و زمان كم بعيد است كه فعلا فرصت تمام كردنش پيدا كنم.

اما نوروز فرصت مناسبی است تا مردم به صنعت فرهنگ بیشتر از گذشته توجه کنند. بخصوص اینکه بسیاری از صنایع فرهنگی کشور چشم به همین روزها دوخته اند. طی تمام سالهای گذشته سعی کردم که به سینما بروم و ذهنیتم این بوده که خرید بلیت از گیشه  حرکتی کوچک و موثر برای به گردش درآوردن بهتر این صنعت است. امیدوارم مردم هم  توجه داشته باشند که حضورشان در سینماها علاوه براینکه لحظات مفرح و فرهنگی را برایشان می سازد، قدم مهمی برای حمایت از اشتغال و صنعت سینما هم به حساب می آید.

فيلم " به وقت شام" را ديدم كه سرشار از لحظات نفسگیر و خلاقانه بود و از نظر سينمايي تكنيك بالايي داشت که کمتر در سینمای ایران مثال آن را دیده بودیم. خوشبختانه فیلم از نقطه نظر انساني به جنگ سوريه پرداخته است. توحش داعش هم در اين فيلم پيداست و جالب اينكه فیلم "به وقت شام" نشان مي‌دهد داعش چقدر به صنعت  تبليغات اهميت مي دهد  و به نوعي شومنی است كه خشونت را ابزارش كرده است. اين نكته هم  از نظر اقتصادي برايم مهم بود كه همه مراحل فني فيلم به دست جوانان خلاق و کاربلد كشور انجام شده بود. اين يعني هنر در خدمت اشتغال و شكوفايي نسل جوان. امیدوارم همانطور كه رهبر انقلاب گفتند همه به جوانان كشور اطمينان كنيم. و مثل همین کار بستر برای بروز توانایی‌های آنها را مهیا کنیم. هنر در پيوند  با اقتصاد  مي‌تواند كمك موثري هم به اشتغال پویا و حتی با قابلیت جهانی باشد. پیش از این هم آثار فاخری از کشور به بازارهای جهانی راه یافته بود و این فیلم هم از نظر موضوع و سبک کار می تواند مخاطبان بین المللی داشته باشد.

امسال  كه قرار است  حواسمان به توليد ايراني باشد  بايد همه ابعاد این موضوع را جدي بگيريم. اميدوارم توليداتمان هم  در طراز  شان مردم، رقابتي و صادراتي هم  باشد. همه باید سعی کنیم تا تولید داخل چه فرهنگی و چه صنعتی بهتر از گذشته پابگیرد، دیده شود و از این راه اشتغال برای جوانان کشور رقم بخورد.

  

دکتر مسعود کرباسیان
وزیر امور اقتصادی و دارایی


 
امتیاز دهی
 
 

بيشتر

نسخه قابل چاپ